من بی تو دلگیر از زمان، از زندگی سیرمداغ فراقت کرد اینگونه زمینگیرمهر قطرهی اشکم غزلواریست در دفترمن در غمت خون از دو دیده وام میگیرم در بین شعر و شور و شیون، خوب میدانیبا عکس تو در قاب ذهن خویش درگیرمدست جدا از پیکر و انگشتر و یک سرهر روز عاشورا بُوَد... تعبیر تصویرمیکشنبه شب یا جمعه شب، فرقی ندارد چونهر نیمه شب میمیرم از بغض گلوگیرمسردار! افتادی... جهانی از قرار افتادحال و هوا شد بیهوا، این است تفسیرمزهره خراسانی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 21:46 توسط زهره خراسانی (قاصدک منتظر)
|
برچسب:
نویسنده: ترانه کمالی
تاريخ: سه
شنبه
4 مهر
1402 ساعت: 12:28